حسن حسن زاده آملى

270

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

گويند ك‌ه حاجز يعنى فاصل بين قلب و معده است و چون بحجب دماغ اتصال دارد لذا بيمارى آن بدماغ اصابت مىكند كه موجب اختلال عقل و اختلال ذهن مىشود نه اينكه اين بيمارى در سر پديد آيد . در شرح اسباب گويد : ذات الجنب الخالص الورم فى الغشاء المستبطن للاضلاع اى اضلاع الصدر أو فى الحجاب الحاجز اى الفاصل بين آلات الغذا و آلات التنفس المسمى ديافر اغما عند الجمهور اما فى الجانب الايمن منهما و اما فى الجانب الايسر الى أن قال : و قد يحدث الورم فى الحجاب المسمى ديافر اغما و يسمى البرسام و علامته زوال العقل لاتصال هذا الحجاب بحجب الدماغ ( ص 144 ط 1 ) . قال الشارح : كما نقلنا عنه انه قال ينزل من الحجاب الدماغى طرف فينبسط و يتولد عنه هذا الحجاب و اما عند الجمهور فلمشاركة الحجاب الحاجز العصب المنحدر اليه من الدماغ ، و لارتفاع الابخرة الحارة منه اليه . بدانكه ابصار بارتسام صورت در حس مشترك است خواه صورت از خارج آيد و بر لوح حس مشترك وارد شود چنان كه اغلب اينطور است ، و خواه از داخل چنان كه در مبرسم مثلا ، و اين هر دو حال در نظر مدرك يكسان آيد بطوريكه تميز بين اين دو حالت را نميدهد مثلا مبرسم چون نف‌سش بمزاولت مرض مشتغل است حواس ظاهرش از كار باز ميماند و متخيله اش استيلا پيدا مىكند و صورى را كه در خزانه خيال مخزونند يا صورى را كه از آن صور مخزونه تركيب كرده است در لوح حس مشترك نقش مى نهد مانند انتقاش آنصور در وى از خارج ، و چون مبرسم شعور بان ندارد و نميداند كه آنصور از داخل در لوح مشترك منتقش شده است فرق بين آن و بين صور از خارج آمده نميگذارد و گمان مىكند كه آنصور از خارج است چنان كه در حال صحت . به بيان روشنتر علت و سبب اينكه اين گونه صور باطنى براى مبرسم و غيره مشاهدند اين است كه حواس ظاهره بمنزلت طرق و